هیچکس زندگی تکراری را دوست
ندارد...
اما من عاشق تکرارم... تکرار بوسه... تکرار زمزمه های یکنواخت عاشقانه...
تکرار آغوش های بی دلیل... تکرار روزهای بودن...تکرار تو...
و چقدر سخته آن لحظه که تکرارت را طلب می کنم فرسنگها دوری
.
It's Hard, the moment I want you, you're miles away
در بوسه و نگاه و همآغوشی
می خواهمش در این شب تنهایی
با دیدگان گمشده در دیدار
با درد ‚ درد ساکت زیبایی
سرشار ‚ از تمامی خود سرشار
می خواهمش که بفشردم بر خویش
بر خویش بفشرد من شیدا را
بر هستیم بپیچد ‚ پیچد سخت
آن بازوان گرم و توانا را
در لا بلای گردن و موهایم
گردش کند نسیم نفسهایش
دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر
دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین زجان گذر
زجان ز خانمان گذر
.
در اضطراب دست های پر،
آرامش دستان خالی نیست
خاموشی ویرانه ها زیباست
.
ما از صدای باد می ترسیم
ما از نفوذ سایه های شک
در باغ های بوسه هامان رنگ می بازیم
.